الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

81

الغدير ( فارسى )

اكنون اى پيروان دين خدا ، با من بياييد و ببينيد كه آيا گرويدن به دين و ايمان على عليه السّلام چيزى است كه خون مسلمانى را مباح كند و مثله و شكنجه را كه در شريعت مطهر ، حتى در مورد سگ گزنده حرام شده ، موجب گردد ؟ نه مگر دين على عليه السّلام همان دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله است كه از خداوند گرفته است ؟ آرى ، حقيقت همين است ، اما معاويه از اين دين استوار روى برتافت و هيچ وزنى براى آن قائل نگرديد و از هتك حرمت و اهانت و جسارت به آن هرگز درنگ نورزيد و دمى باز نايستاد . مالك اشتر از صالحان و شايستگان اسلام كه هيچ گناهى نداشت و معاويه او را به قتل رساند ، مالك بن حارث اشتر نخعى است كه خداوند خير فراوان به او بدهد ، مالكى كه صلابت كوهها و سنگها را داشت و بايد نوحه‌سرايان و سوگواران بر شهادت چنين شخصيتى اشك بريزند . آيا موجودى همچون مالك پيدا مىشود ؟ آن مقاوم‌ترين و پاك‌نژادترين بندهء خدا كه بر تبهكاران جانگدازتر از آتش سوزان بود و بيش از هركس با پليدى و ننگ بيگانه . شمشيرى برنده بود كه هرگز كند نمىشد . به هنگام صلح و آرامش ، مردى دانا بود و در ميدان جنگ ، رزمنده‌اى توانا . انديشه‌اى استوار داشت و از صبر جميل برخوردار بود . براستى كه مالك از كسانى بود كه هرگز بيم سقوط و سستى از آنها نمىرفت . در راهى كه بايد شتاب به خرج مىداد ، هرگز سستى و درنگ نمىورزيد و آنجا كه بايد آرام مىبود ، تندى نمىكرد . كسى بود كه درشتى و نرمى را باهم داشت . به هنگام حمله ، حمله مىكرد و به هنگام مدارا و رفق ، نرمى پيش مىگرفت . او پهلوانى نيرومند و دلير ، پيشوايى بردبار و نكوكار و مردى سخنور و شاعر بود . « 1 » على عليه السّلام در نامه‌اى به مالك ، آنگاه كه او در نصيبين بود ، مىنويسد :

--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 9 / 37 - 41 .